نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

کمان طالع ما تیر برنمی تابد

مگر ز غیب خورد تیر بر نشانه ما

درین قفس، من و طغرا و بلبلیم اسیر

که مانده در عدم آباد، آب و دانه ما

قابل سبز شدن نیست، میفشان برخاک

ترسم از شرم زمین، آب شود دانه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

خلاصه: شاعر در این ابیات به سرنوشت خود و چالش‌هایی که در زندگی‌اش دارد اشاره می‌کند. او می‌گوید که تقدیرش به راحتی تغییر نمی‌کند و فقط از پشت پرده غیب ممکن است تأثیری بر او بگذارد. همچنین او و دیگران در وضعیتی گرفته و محصور هستند و به کمبودها و نیازهای ابتدایی مانند آب و غذا اشاره می‌کند. شاعر نگران است که شرایط به قدری بد شود که حتی زمین هم نتواند برای او حاصلخیزی را فراهم کند.