نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۵۰ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

برگل فکنم دست رد و روی تو گیرم

سنبل ز کف اندازم و گیسوی تو گیرم

بر چشم خودم جای دهد غنچه سیراب

در رنگ گل تازه اگر بوی تو گیرم

مستانه چو در جلوه گه ناز خرامی

تعویذ شوم، دست به بازوی تو گیرم

هر جا که به خون ریختنم تیغ برآری

من هم ز پی کشتن خود، سوی تو گیرم

گفتم که به خوی تو و بوی تو برآیم

بوی تو گرفتم، عجب ار خوی تو گیرم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق شاعر به معشوقه‌اش اشاره دارد. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق می‌گوید و می‌خواهد که در حضور او غرق در عشق و زیبایی‌اش شود. او از غنچه و گل صحبت می‌کند و علاقه‌اش به بوی معشوق را بیان می‌کند. همچنین اشاره دارد که اگر به او آسیب بزند، باز هم به سوی او می‌رود و این عشق را نمی‌تواند از دست بدهد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که همواره میل به نزدیکی به معشوق و دریافت بوی او دارد.