شمارهٔ ۵۶۲ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
همچو نرگس در چمن گر میگسار افتاده ام
جام را ناداده از کف، در خمار افتاده ام
از دل صافی درین غمخانه زنگارگون
شاهد اندوه را آیینه دار افتاده ام
از غم خود با که گویم، کز زبونیهای بخت
یک جهان غم دارم و بی غمگسار افتاده ام
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر با ارائه تصاویری شاعرانه، حالتی از غم و افسردگی خود را توصیف میکند. او از بیکسی و تنهایی سخن میگوید و به شباهت خود به نرگسی در چمن اشاره میکند که به خاطر میگساری به حالتی خوابآلود و غمگین افتاده است. او از دل پاک و غمانگیزش و اینکه در آنجا شاهد اندوه است، میگوید. در پایان، از ناامیدیاش از بخت بد و بار سنگین غم خود حاکی است که بیکس و توامان با غمهایش رها شده است.