شمارهٔ ۵۶۵ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
قبای عافیت در بر ندارم
کلاه دلخوشی بر سر ندارم
صراحی قسمتم درخواب کردن
چو بالین یافتم، بستر ندارم
ندیدم هیچ گه یاری ز کوکب
تو گویی بر فلک اختر ندارم
ز گریه، درسها بر صفحه رخ
روان کردم، ولی از بر ندارم
به مرغ تیر مانم از ضعیفی
که بالی در پناه پر ندارم
چو طغرا بس که نومیدم ز گردون
به کامم گشت و من باور ندارم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات احساس ناامیدی و بیپناهی خود را بیان میکند. او از عدم خوشی و آسایش در زندگیاش صحبت میکند و میگوید که حتی امیدی به کمک از دیگران یا ستارهها ندارد. به تصویر کشیدن درد و رنجهای خود، احساس ضعف و عدم توانایی در پرواز را به عنوان مرغی بیپر توصیف میکند. نهایتاً، او به این نتیجه میرسد که به هیچ چیز در زندگیاش اعتماد ندارد و از سرنوشت خود نومید است.