نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۰ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

زلف شبرنگ، پریشان بر و دوش مکن

خویش را بیهده چون کعبه سیه پوش مکن

تا ز قانون طرب، دست نشویی در بزم

رود اشکم چو درآید به صدا، گوش مکن

بوی شیر از لب چون لعل ترت می آید

آب اگر در قدح باده بود، نوش مکن

شب به گلشن چو روی، دست به شوخی مگشا

گل چراغی به رهت داشته، خاموش مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این اشعار به زیبایی و عشق اشاره دارد و توصیه‌هایی برای رفتار در لحظات عاشقانه ارائه می‌دهد. شاعر از محبوبش می‌خواهد که با زلف‌های خرمی بر دوش خود به خود نبالد و خود را بیهوده مانند کعبه سیاه نپوشاند. همچنین به یادآوری می‌پردازد که در جشن و شادی، نباید از احساسات خود غافل شد و وقتی اشک‌ها به چشم می‌آید، نباید گوش را ببندد. بوی شیرین لبش را ستایش می‌کند و به او می‌گوید اگر در دستش باده‌ای است، آن را نچشید. در نهایت، به شوخی و خنده در شب پیشنهاد می‌دهد که نباید گل‌ها را به تاریکی ببرند و باید آنها را با احتیاط و بی‌سر و صدا نگه‌داری کنند.