نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۲۹ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در مدرسه عشق، به نادانی من کو؟

آشفته دماغی به پریشانی من کو؟

در غمکده دهر، غم افتاده فراوان

لیکن چو غم بی سروسامانی من کو؟

در مصر، عزیزان وطن رانکند یاد

بویی ز وفا با مه کنعانی من کو؟

مهمان خودم کرد قضا، لیک به خواری

جز دامن من، سفره مهمانی من کو؟

گفتی که پریشان شده ای نیست چو زلفم

با زلف تو، سامان پریشانی من کو؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیف احساسات شاعر درباره عشق و نادانی، آشفتگی ذهن و دلایش در زندگی است. او از غم و اندوهی که در اطرافش وجود دارد، صحبت می‌کند و به یاد عزیزان و وفاداری‌ آنها اشاره می‌کند. شاعر همچنین به نوعی از قضا و تقدیر شکایت دارد که او را به خواری و ناامیدی کشانده است. در نهایت، او از بی‌نظمی و پریشانی‌اش به خاطر عشقش یاد می‌کند و تلاش می‌کند از این وضعیت رهایی یابد.