شمارهٔ ۶۳۵ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
رام کسی نیست یار، کس چه بگوید به او
نیست به کس سازگار، کس چه بگوید به او
از بر آن نوبهار، دسته گل خواستم
داد به من مشت خار، کس چه بگوید به او
دید که از هر کنار، غم به میانم گرفت
شد ز میان برکنار، کس چه بگوید به او
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، شاعر به تنهایی و ناامیدی خود اشاره میکند. او میگوید که هیچکس یار و همدم او نیست و در نتیجه نمیتواند با کسی درد دل کند. او برای رسیدن به شادی، خواستهاش را به دستهگلی تشبیه میکند، اما به جای آن، خار دریافت میکند. همچنین، مشاهده میکند که غم در زندگیاش حاکم است و هیچکس برای کمک یا همدلی در کنارش نیست. بهطور کلی، این اشعار حس عمیق تنهایی و ناکامی را منتقل میکنند.