نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۵۸ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

یارب از نسرین، چراغ لاله را پروانه ده

دود ریحان را زگل، جوشی در آتشخانه ده

سنبل این دشت، بوی زلف لیلی می دهد

طره اش را از نسیم بید مجنون، شانه ده

می زند واعظ به سرمستان بزم عشق، طعن

آشنایان را پناه از کاوش بیگانه ده

گر شود انگشت زاهد رهبرم در کار عشق

تاب سرگردانی ام چون سبحه صد دانه ده

من به پایین خانه دار فنا راضی نیم

همچو منصورم ز عزت جا به بالا خانه ده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درخواست و آرزوهایی را از خداوند به تصویر می‌کشد. شاعر از خدا می‌خواهد که به او زیبایی و دل‌انگیزی بیداری روح و عشق را عطا کند. او با اشاره به زیبایی‌های طبیعت و عشق، به دنبال حالتی است که بتواند از دشواری‌های خودش رهایی یابد. همچنین، به ناهنجاری‌های اجتماعی و انتقاد می‌پردازد و به آزادی و عزت انسانی اشاره می‌کند که باید در بالاترین مقام قرار گیرد، نه در وضعیت ذلت و فنا. خلاصه اینکه، شاعر خواستار عشق، زیبایی، آزادی و رهایی است.