نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۶۷ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای گشوده چشمت از هر سو در میخانه ای

وز شراب غمزه ات پر گشته هر پیمانه ای

گر خرابی ره نیابد در غم آباد جهان

از کجا آید به کف، دیوانه را ویرانه ای

نیست در زلف سیاهش، گرم جولان شانه ای

خویش را بر دود شمعی می زند پروانه ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به تماشاگری در میخانه می‌پردازد که چشمش به دور و بر است و با شراب غمزه‌ای پر شده است. او اشاره می‌کند که اگر کسی در دریای غم گرفتار باشد، چگونه می‌تواند به ویرانی برسد. همچنین به زیبایی زلف کسی اشاره می‌کند که در آن هیچ کنش و حرکتی نیست و در پایان به پروانه‌ای که بر روی شعله شمع می‌رقصد، اشاره می‌کند. این اشعار به مضامین عشق، زیبایی و غم پرداخته و احوالات عاشق را به تصویر می‌کشد.