شمارهٔ ۶۷۹ طغرای مشهدی
طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)
صورت پذیر درد است، دیبای زندگانی
بی موجه الم نیست، خارای زندگانی
روزی که زندگانی، گردون نصیب ما کرد
ای کاش مرگ می بود، در جای زندگانی
ای ساکن عدم زار، کشتی مران در آبش
طوفانی ملال است، دریای زندگانی
در باب غم فروزی، یکسان فتاده ما را
با روزهای ماتم، شبهای زندگانی
آب حیات می بود در طالع سکندر
چون خضر اگر نمی گشت، جویای زندگانی
غیر از شراب کلفت، چیز دگر ندارد
گویا سبوی چرخ است، مینای زندگانی
ما و شهادت عشق، در کوچه خموشان
کآسودگی ز ما برد، غوغای زندگانی
طغرا اگر نمی کرد، شرح غبار خاطر
کی گردباد می داشت، صحرای زندگانی؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بررسی درد و رنجهای زندگی پرداخته است. شاعر زندگی را بهعنوان دورهای پر از غم و ملال توصیف میکند و آرزو دارد که ای کاش مرگ جایگزین زندگی میشد. او به حسرت آب حیات و جستجوی معانی عمیقتر زندگی اشاره میکند و به این نکته میپردازد که تنها نوشیدنی خوشمزهای که در زندگی وجود دارد، شراب است. شاعر همچنین به این فکر میکند که غم و اندوه در زندگی همواره حاضر است و اینکه اگر ذرات خاطر ما نمیافتادند، زندگی ما از آشفته بودن خالی میبود. در مجموع، این شعر تصویری تلخ و غمگین از تجربیات انسانی و چالشهای زندگی ارائه میدهد.