نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۲ طغرای مشهدی

طغرای مشهدی / ابیات برگزیده از غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به مثل سازی خود گر دکان نچیده خدا

چرا به صورت بی مثلت آفریده خدا؟

چو گشته چهره گشای تو ز آب و رنگ وجود

هزار ناز ز هر جانبت کشیده خدا

به پیش روی تو بی رنگتر ز خار بود

گلی که از چمن خلد، برگزیده خدا

چو دیده بر رخ تصویرهای خامه صنع

به خوبی تو دگر صورتی ندیده خدا

نجات حشر به طغرا چگونه دست دهد

کزین مقوله سخنها ازو شنیده خدا

زری نداده و از هیچم آفریده خدا

مرا که بنده شمارد، کجا خریده خدا؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن شاعر به بی‌نظیری و زیبایی خاص انسانی که مورد خطاب قرار گرفته است، اشاره می‌کند. او از آفرینش خدای بی‌همتا و بی‌مثال سخن می‌گوید و در توصیف جمال و جلال چهره‌ی معشوق، آن را بالاتر از هر گل و زیبایی دیگر می‌داند. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که زیبایی معشوق به قدری است که هیچ تصویر و نمونه‌ای نمی‌تواند با آن برابری کند. در ادامه، او نسبت به خالق و آفرینش خود نیز تأمل می‌کند و به این فکر می‌افتد که در این دنیای بزرگ، خود به عنوان بنده‌ای بی‌ارزش چگونه می‌تواند مورد توجه و محبت خدا قرار گیرد.