شمارهٔ ۱۰۴ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر شمع دلیل الفت ما رهنما گردد
پر پروانه را خاصیت بال هما گردد
گرین باشد سلوک سر خط محراب ابرویش
قد ماه نو از بهر سجود او دو تا گردد
به غیر از ناله کی باشد ورای ناقه هوشم
شکست رنگ من گر محمل راه صدا گردد!
اگرچه رفت چون رنگ حنا دامانش از دستم
بدین شادم که پایش را سرشک من حنا گردد
دو عالم دستبوس فرش تسلیم خرامش کن
اگر دیوانه ما را جنون زنجیر پا گردد
به یاد گردش چشمش دل پراضطراب من
مثال دانهای باشد به کام آسیا گردد
اگر اینست با بیگانه و دور آشناییها
همیترسم که با من عاقبت ناآشنا گردد
به مجنون همسبق بودیم در آداب مجنونی
به آیین محبت کس حریف ما چرا گردد؟!
محبت گر هوس داری ز سرخی میل زردی کن
که گر در مس رسد اکسیر بیشک کیمیا گردد
خدنگ فکر کس هرگز نیاید بر نشان ما
پر تیر کمان او اگر بال رسا گردد
خوشا طغرل ازین یک مصرع بحر سخن بیدل
اگر سودای سر دارد بگو بر گرد ما گردد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف عشق و محبت و زیبایی معشوق پرداخته است. شاعر از شمع و پروانه به عنوان نمادهای عشق استفاده میکند و نشان میدهد که چگونه عشق میتواند زندگی انسان را تحت تاثیر قرار دهد. او از ویژگیهای معشوق، از جمله ابروهایش و زیباییاش سخن میگوید و عشق را به عنوان نیرویی روحانی و مقدس توصیف میکند. شاعر همچنین به دردی که از دوری و جدایی به جانش افتاده اشاره میکند و از ناآشنا شدن با محبوبش میترسد. احساساتش به قدری عمیق است که او را به جنون میکشاند. در نهایت، شاعر به زیبایی و عظمت عشق اشاره دارد و آن را برتر از هر چیز دیگری میداند، حتی برتر از معرفت و عقل. این شعر با زبانی شاعرانه و استعاراتی عمیق، احساسات و تجربیات عاشقانه را به تصویر میکشد.