شمارهٔ ۱۱۴ - شاهمیرزا طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
شهابآسا نگاهم از سپهر دیده میتازد
تماشا در بساط عارضش شطرنج میبازد
الا شاهی که فرزینوَش رقیب کج به او همدم
مرا او بیگنه از راستی رخمات میسازد
همین بار غمش عمریست همچون فیل بر دوشم
به سوی او بود آیا که اسپ بخت من تازد؟!
مپرس آیین چشم ساحر آن شوخ ظالم را
که تاریک نگاهش عالمی در خاک اندازد
یم هر قطره اشکم اگر طوفاننما گردد
وگر نوح است از بیم سرشکم کشتی آغازد!
رود تا دامن خورشید دود آه عشاقان
فلک را تندر برقم عجب نبود که بگدازد
ز یمن مقدم آن شهسوار کشور خوبی
بساط صحن غیب را تا ابد با خویشتن نازد
ازین مشرق طلوع آرد شه اورنگ محبوبی
دم اندیشهات طغرل اگر چون صبح خمیازد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به طور شاعرانه و استعاری به احساسات عاشقانه و غمهای ناشی از آن اشاره دارد. شاعر از نشانههای یک شهاب آسا صحبت میکند که نمادی از زیبایی و جاذبه معشوق است. او به بازی شطرنج با عارض معشوق پرداخته و از وحشت و عذاب دل ناشی از عشق میگوید. شاعر به شدت تحت تأثیر نگاه معشوق قرار دارد و احساس میکند که دردهایش چون باری سنگین بر دوش اوست. او از باران اشکهایش سخن میگوید و اینکه این غم میتواند به طوفانی بزرگ تبدیل شود. ضمن اشاره به زیبایی و جاذبه معشوق، شاعر تصویرهای قوی دیگری نیز از عشق و دلدادگی و تأثیر مثبت آن بر زندگی و جهان را به تصویر میکشد. در نهایت، امید به طلوع محبوب و زیباییهای آینده در شعر مشهود است.