شمارهٔ ۱۱۱ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
رنگ رخسار تو از رخسار گل ننگ آورد
گل اگر روی تو بیند رنگ از رنگ آورد
حلقه پر پیچ و تاب طره شبرنگ تو
در خم چوگان خود صد دل به نیرنگ آورد
یابد اندر دهر همچون خضر عمر جاودان
هرکه در آغوش خود یک شب تو را تنگ آورد
مست صهبای جمال انورت را حالتیست
در خیالش تا ابد کی نشئه بنگ آورد؟!
قامت شمشاد زیبای تو را بیند اگر
بر سر نخل صنوبر باغبان سنگ آورد
لمعهای گر از گل روی تو افتد در چمن
بلبل شوریده را هردم به آهنگ آورد
مژده اعجاز عیسی میدهد آهنگ او
مطربی گر نغمه عشق تو در چنگ آورد
میسزد گوید فلاطون آفرین بر طبع من
طغرلم گر دانش خود را به فرهنگ آورد!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت خاص معشوقهاش اشاره میکند. او رنگ و رخسار معشوق را به زیبایی گل تشبیه میکند و میگوید که اگر گل، روی او را ببیند، شرمنده میشود. همچنین از پیچ و تاب موی معشوق میگوید که دلها را دچار بازی و نیرنگ میکند. کسی که یک شب در آغوش او بخوابد، عمر جاودانه خواهد یافت. شاعر به حال مستی خود از زیبایی معشوق اشاره میکند و میگوید که زیبایی او بر زندگی و خیالاتش تأثیر عمیقی دارد. در ادامه به زیبایی قامت معشوق نیز اشاره میشود و میگوید که باغبان اگر قامت او را ببیند، به سنگ تبدیل خواهد شد. در نهایت به تأثیر نغمه عشق معشوق و اعجازی که در دل دیگران ایجاد میکند، اشاره دارد و به این نتیجه میرسد که زیبایی و جذابیت معشوق، همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد.