نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۷ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

مرا عشق تو تا سرمایه دنیا و دین باشد

ازآن از دین و دنیا حاصل عمرم همین باشد

ز داغ فرقتت نالم ولی چون نی نمی‌نالم

که این اندوه و محنت با من از خط جبین باشد

خم ابروش محمل بسته از بار اشارت‌ها

ولی ترسم که چشم شوخ او اندر کمین باشد

بود با مهر روی او رسیدن‌های من مشکل

که همچون سایه بخت تیره‌ام فرش زمین باشد

نمودم پیش استاد محبت ختم عشق او

ازآن با خاتم من نام او نقش نگین باشد

ز گنجور ازل آمد کلید گنج غم با من

به غیر از من کجا در مخزن محنت امین باشد؟!

کنون در باغ جای سبزه و گل ناز بو روید

به هرجایی که نقش پای آن نازآفرین باشد

خوشم با حسرت درد و غم هجران او طغرل

به کامم زهر هجرش خوشتر از صد انگبین باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر حاکی از عشق عمیق و پرشور شاعر به معشوق است. شاعر می‌گوید که عشق او ارزشمندتر از همه چیز در دنیا و دین است و از درد جدایی معشوقش می‌نالد، اما به خاطر آنکه این غم جزو تقدیر اوست، نمی‌تواند به شدت شکایت کند. او از زیبایی و پیچیدگی‌های معشوقش سخن می‌گوید و می‌ترسد که نگاه معشوقش او را در تله بگیرد. شاعر همچنین اشاره می‌کند که با وجود تلاش‌هایش برای رسیدن به معشوق، به دلیل بداقبالی‌اش همواره با مشکلات مواجه است. در انتها، او با وجود درد و غم جدایی، به عشق خود ادامه می‌دهد و می‌گوید که این احساسات حتی اگر تلخ باشند، برایش شیرین‌تر از هزاران خوشی دیگر است.