نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شبی در خاطرم زلف تو آمد

خیال نافه از یادم برآمد

کشا امروز ابواب تبسم

شب هجرانت ای ظالم سرآمد!

برآمد از دلم غم‌های عالم

غم عشق تو تا در دل درآمد

به رغم من زدی با غیر تیری

خدنگ بر نشان من نیامد

شود باغ از خزان تا حشر ایمن

اگر بر جانب گلشن خرامد

فتاد آوازه حسنت به عالم

ز تخت دلبری یوسف‌فر آمد

کشد بیرون گهرهای معانی

به هرجا چنگل طغرل درآمد!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به یاد زلف معشوق خود می‌افتد و احساساتش را نسبت به او بیان می‌کند. او از غم جدایی و تنهایی صحبت می‌کند و بر محبوبی که دلش را شکسته، اشاره می‌کند. شاعر همچنین به زیبایی معشوق و تاثیر او بر دیگران اشاره دارد و می‌گوید که عشق او مانند گلی است که باید در بهار شکوفا شود. در کل، شعر بیانگر عواطف عمیق عاشقانه و حسرتی است که ناشی از جدایی است.