شمارهٔ ۱۲۶ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ماه من امروز در مصر ملاحت شاه شد
یوسف از شرم جمال او به زیر چاه شد
جام می بییاد لعل او نصیب من مباد
همدم بزمم اگر چندی که مهر و ماه شد!
تار گیسوی کمندش گشت دام مرغ دل
دانه خال سیاهش تا مرا دلخواه شد
کی امان یابد ز تیر ناوک دلسوز او
سینه آن کس که محنتسنج این درگاه شد؟!
از هلال ابرویش شرمنده گردد ماه نو
وز صفای عارضش خورشید رنگ کاه شد
باج خوبی را ز خوبان جهان گیرد رواست
بس که نام او به خوبی در همه افواه شد
در ازل کلک قضا تصویر رویش میکشید
بلبل روح من از بوی گلش آگاه شد
این معما حل کند هر کس بدو طغرل غلام
در بیابان توشح مطلبم همراه شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیباییهای یک معشوق اشاره میکند و تأثیر عمیق او بر دل و جانش را بیان میکند. او از زیبایی و جذابیت معشوق، که به او حسادت میکند، سخن میگوید و چگونه این زیبایی باعث آزار قلب کسانی میشود که به او عشق میورزند. شاعر همچنین به قدرت و تاثیرگذاری نام او در زبانها و دلها اشاره میکند و در نهایت، به رابطهای که با این معشوق برقرار کرده است و تأثیر آن بر زندگیاش اشاره میکند.