شمارهٔ ۱۵۴ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
زیر تیغ ابرویش صد مثل من گر سر دهد
بهر کشتن معجز لعلش حیات از سر دهد
خواهم از لعلش به صد زاری اگر آب حیات
در گلوی تشنهام آب از دم خنجر دهد
در خرابات مغان پیمانه گر قسمت کند
غیر را رطل گران بخشد مرا ساغر دهد
بیگنه بنواخت ما را نه مسلمانی است این
کاینچنین دشنام بیجا کس نه با کافر دهد!
نکهت روی گلش با ما نمیدارد روا
لیک چون با دیگران از گلشن دل بر دهد!
غیر ما را همچو ناصح حرفها گوید به خیر
در سوال من ولی پاسخ ز شور و شر دهد!
دفتر جرم رقیبان محو سازد صد هزار
بیسبب از قهر با طغرل دو صد دفتر دهد!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جاذبهی معشوق میپردازد و نشاندهندهی شدت احساسات شاعر است. شاعر در این متن میگوید که اگر ابروی معشوقش به کسی آسیب برساند، او به مقام بلندی دست مییابد و حتی جانش را میدهد. او برای لعل زیبای معشوقش تشنهاست و آرزو دارد که از آن بادهای بنوشد که زندگیبخش باشد. در ادامه به بیعدالتیهایی که در جامعه وجود دارد اشاره میکند و میگوید کسی که بیگناهی را نعمت میدهد، در واقع نه به دیانت توجه دارد و نه انصاف. معشوق از حس زیبایی و محبت با او بیتوجهی میکند اما با دیگران به نیکی رفتار میکند. شاعر به ناپایداری دوستیها اشاره میکند و از دوری معشوقش مینالد و آرزو میکند که دستکم به او توجه شود. در نهایت، تلخیهایی از رنجش و ناکامی را در روابط خود به تصویر میکشد.