نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۳ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

تا شعاع مهر از جیب تو روشن می‌شود

دامن هر ذره از آیینه خرمن می‌شود

پرده دیگر به مضراب غمش در کار نیست

از بم و زیر جنون این ناله شیون می‌شود

نیست امکان تا به عرض آرم حدیث وصف او

بس که از حیرت زبانم همچو سوسن می‌شود

وصل داری آرزو شو بسمل شوق طلب

مشکلات درس در او حل از تپیدن می‌شود

حیرت ما گر شود سرگرم عرض مدعا

جوهر آیینه یکسر چین دامن می‌شود

در حریم وصل او هر لحظه در بزم ادب

آشیان مرغ رنگم از پریدن می‌شود

پیکر ما نیست محتاجی به تشریف دگر

عاقبت این خاکساری کسوت تن می‌شود

طغرل از بهر ضیاء پرتو مهر رخش

هر بن مو بر تنم مانند روزن می‌شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری است با مضامین عاشقانه و فلسفی. شاعر به ستایش عشق و جذبه الهی پرداخته و بیان می‌کند که عشق و زیبایی همواره در تمام جوانب زندگی انسان جریان دارد. او به حیرت و شگفتی خود نسبت به توصیف معشوق اشاره می‌کند و می‌گوید که در وصال معشوق، همه چیز به زیبایی و شکوه تبدیل می‌شود. همچنین، او از نیاز به ظواهری غیر از خود سخن می‌گوید و اینکه در نهایت، عشق و زیبایی ذات انسان را شکل می‌دهد. در کل، این شعر به بررسی تجربه‌های عاشقانه و تاثیرات عمیق آن بر روح و جان می‌پردازد.