شمارهٔ ۱۵۸ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای نگاه شفقتآمیزت مرا از جان لذیذ
هرچه باشد در جهان خوشتر مرا از آن لذیذ
هست در کامم گوارا تلخی زهر غمت
گرچه باشد در مذاق هر گدایی نان لذیذ
من گرفتارم کنون با درد بیدرمان تو
شربتی بیمار را کی باشد از درمان لذیذ؟!
جانب ما مستمندان کن خدا را یک نظر
هیچ نبود در جهان نیکوتر از احسان لذیذ!
مردم از فریادت ای رشک بتان کابلی
گوییا باشد به گوشت ناله افغان لذیذ!
حرفی از لعل تو باشد گوهر قیمتبها
مینباشد هر متاعی کش بود ارزان لذیذ
در سخن طغرل طریق پختگان را پیشه کن
میوهات گر خام باشد نیست در دندان لذیذ!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به زیبایی و اثر نگاه معشوقش اشاره میکند و میگوید که این نگاه برای او از هر مزهای در دنیا خوشمزهتر است. او با وجود تلخی و درد ناشی از غم معشوق، باز هم آن را گوارا میداند. شاعر از خدا میخواهد که نگاهی به مستمندان بیندازد و بهترین چیزها را احسان معشوق میداند. همچنین، او فریادش را به گوش معشوق میرساند و از درد دل میگوید. در نهایت، شاعر به اهمیت کیفیت و ارزش واقعی در زندگی اشاره میکند و تأکید میکند که میوه نارس نمیتواند خوشمزه باشد.