نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۲ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

آه ازآن روزی که گردیدم من از وصل تو دور

هوشم از سر رفت و طاقت از دل و از دیده نور

باد هجران در بهار وصل یغما پیشه کرد

دولت دیدار را از این حشم آمد فطور

بی‌دم صبح وصالت در پس شام غمم

سینه صد چاک من کی بی‌رخت دارد سرور؟!

در درون دیده‌ام چون مردمک جا داشتی

گشته‌ام دور از تو چون مرآت عاری از شعور

طغرل ایامی که بودم از دلارامم جدا

نظم کردم این غزل در قبر ایوب صبور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زبان احساس و اندوه عاشق از جدایی و دوری از معشوق پرداخته است. شاعر به یاد روزهایی می‌افتد که در کنار معشوق بوده و اکنون به شدت از او دور شده است. این دوری به او سختی و درد زیادی تحمیل کرده و باعث شده تا در دل و جانش بی‌تابی و خلأ احساس کند. شاعر به تصویرسازی از غم و عذاب خود می‌پردازد و بیان می‌کند که در این فراق، زندگی‌اش خالی از نور و خوشی شده و مانند آینه‌ای که از عاطفه بی‌بهره است، تنها به تصویر دوری معشوق می‌نگرد. او همچنین به این نکته اشاره دارد که حتی در زمان التیام، درد جدایی همواره در قلب او باقی مانده است و تلاش کرده تا این احساسات را در قالب شعر بیان کند.