نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۷۸ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

در غمت جان دادم و اما تو در نازی هنوز

در بساط عشق رخماتم تو شهبازی هنوز

تیغ ابرو بی‌گنه عریان به قتلم کرده‌ای

چون عروج نشئه می بر سرم تازی هنوز

گشتم از داغ غمت سرگرم انجام فراق

دولت وصلت ندیده فرقت آغازی هنوز

نآیدت شرم از مشبک‌های سوراخ دلم

بر سرم همچون هدف تیر غم اندازی هنوز

چند گفتم در مقام وصل خودداری نما

از هجوم اضطراب ای اشک غمازی هنوز!

جان دهد لعلش به هنگام سخن اموات را

شرم دار ای مدعی طالب به اعجازی هنوز!

داشتی طغرل شکایت‌ها شب از دست فراق

از جدایی همچو نی با ناله دمسازی هنوز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن حاکی از غم و فراق عاطفی است. شاعر از درد جدایی و عشق شگفت‌انگیز خود می‌گوید و به زیبایی‌ها و نازهای معشوقش اشاره می‌کند. او از تیرگی دل و عذابی که به خاطر دوری معشوق متحمل می‌شود، سخن می‌گوید و از احوالات دردناک و نگران‌کننده‌اش می‌نویسد. شاعر بیان می‌کند که عشقش همچنان زنده است، حتی در وزش ناامیدی و جدایی، و از معشوقش انتظار رحمت و توجه دارد. در مجموع، متن به توصیف عمق احساسات ناکام و ناتمام در عشق و درد جدایی می‌پردازد.