نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۲ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بر رخش آیینه را یک چشم حیران است و بس

جوهر دل را غرض نیرنگ امکان است و بس

هر متاعی دارد اینجا جلوه عرض ظهور

انتخاب نسخه هستی نه اینسان است و بس

کی شود بی‌لطف او جمعیت دیو و پری؟!

خاصیت تنها نه در دست سلیمان است و بس!

از حدیث لعل او این نکته روشن شد مرا

لعل کی مخصوص در کوه بدخشان است و بس؟!

کوهکن گر جان شیرین کرد صرف بیستون

حاصلش ازین تمنا کندن جان است و بس

آنچه از باغ امید وصل او چیدم ثمر

بر دلم ز ابروی او یک دسته پیکان است و بس

طغرل از درس کمال خویش دارم خجلتی

کز عرق بر جبهه‌ام جوش چراغان است و بس

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی بر مفاهیم عشق، وجود و جستجوی حقیقت تأکید می‌کند. در آن بیان می‌شود که دنیای مادی تنها نمایی از حقیقت است و در عمق دل، اهداف و نیرنگ‌های مختلف وجود دارد. اشاره می‌شود که همه چیز در این جهان جلوه‌ای از وجود و انتخاب است و بدون لطف خدا، هیچ چیزی ممکن نیست. همچنین، شاعر از تجربه‌های شخصی خود در دنبال کردن علم و کمال سخن می‌گوید و به اهمیت عشق و ارتباط عمیق با معشوق اشاره دارد. در نهایت، شعر نشان‌دهنده تلاشی برای درک عمیق‌تر از زندگی و دنیای معنوی است.