شمارهٔ ۱۸۷ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
ز خون دیده من نامه به یار نویس
به جای مهر که آمد تو انتظار نویس
سخن ز زلف درازش اگر کنی کوته
حدیث طره او را به پشت مار نویس
چو من به دفتر حسنش تراست میل رقم
رسیدی بر رخ او نوبت بهار نویس
اگر به وصف رخش رفت نوبت تحریر
سواد نسخه او از خط غبار نویس!
فسانههای سرشکم به خط یاقوتی
به صفحهای که نویسی به آب نار نویس
قلم به حرف محبت ز آه بلبل کن
یکی از حکایت عشاق از هزار نویس
اگر نویسی تو خطی به سوی یار از من
همین قدر که ز عشق تو شرمسار نویس
تو حق شناسی تاریخ رأیت منصور
به هر کجا که نویسی به چوب دار نویس
خوشا ز مصرع سلطان معرفت طغرل
به جای هر الف انگشت زنهار نویس
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و شور و شوق شاعر به محبوبش است. شاعر از احساسات عمیق خود از جمله درد و امید مینویسد. او با اشارتی به زیبایی محبوبش، نامههایی مینویسد که در آنها احساسات و توصیفاتی از عشق و longing (دلتنگی) را بیان میکند. شاعر ارتباط عمیق خود با محبوب را با سبک خاصی از نوشتن نشان میدهد و تلاش میکند تا زیباییهای او را به تصویر بکشد. همچنین، او بر اهمیت وفاداری و حقشناسی تأکید دارد و به نوعی از قدرت شناخت و معرفت در زندگی اشاره میکند.