نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۴ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آهنگ کوهسار تو از گوش کر مپرس

تشویش پای آبله از نیشتر مپرس!

از مهر سوی ذره توانی تو راه برد

گر خوی یار دیده‌ای وضع شرر مپرس!

در عصر و شام طره او خفتنت قضاست

کردی اداء ولی ز قضا این قدر مپرس!

عشاق را به راه محبت دلیل نیست

ای بی‌خبر ز عشق تو از ما خبر مپرس!

فرق است در میان من و دل هزار سنگ

دل می‌رود ز خویش مرا از سفر مپرس!

روشن ز شب حکایت خورشید کی شود؟!

خفاش را که دیدی حدیث سحر مپرس!

زنهار از اشارت شمشیر ابرویش

از سرگذشت ما و تو دیگر سپر مپرس!

اکسیر رتبه تو به قدر عیار توست

ای داغ کیمیا تو ز مس قدر زر مپرس!

شهد است درس معرفت سوی انگبین

حرفی شنیدی از لبش از نیشکر مپرس!

طغرل کشا به مصرع بیدل تو چشم را

تعبیر خوابت اینکه شنیدی دگر مپرس!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

آهنگ «کوهسار» به بررسی مسائل عشق و پارادوکس‌های آن می‌پردازد. شاعر به مخاطب هشدار می‌دهد که از سوالات زیادی درباره عشق و وضعیت خود بپرهیزد، زیرا پاسخ‌ها همیشه روشن نیستند. او تأکید می‌کند که عشق واقعی پیچیده است و عشق‌ورزان نمی‌توانند به سادگی از تجربه‌های خود پی ببرند. همچنین، سخن از تشابه و تفاوت میان دل و احساسات می‌کند و نشان می‌دهد که درک عمیق نیاز به جستجو و تجربه دارد. به طور کلی، این شعر به تلاش‌های عاشقانه و زیبایی‌های پنهان عشق اشاره می‌کند.