نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ز عارض برقع افکندی کشودی روی زیبا را

ز برق رخ زدی آتش بساط خرمن ما را

سفید از انتظار مقدمت شد چشم امیدم

خوشا روزی که همچون نور بر چشمم نهی پا را!

شدم چون لاله از داغ فراقت بارها اخگر

نهادی بر دلم باری دگر داغ سویدا را!

نگردد مانع جولان عاشق زیر و بم هرگز

که فرقی نیست اندر ساز مجنون کوه و صحرا را

به هر محفل که آن شوخ پری‌رو در سخن آید

برد اعجاز لعلش قدر انفاس مسیحا را

خیال طره‌اش در گردن عاشق بود دامی

رهایی نیست ممکن از کمند زلف او ما را

به روی شاهد گل غازه زد مشاطه قدرت

به عبرت چشم بگشا گر هوس داری تماشا را

نشان هستی ما محض امکان است در عالم

هوس داری ز ما می‌کن سراغ نام عنقا را!

الهی تکیه‌گاهی نیست ما را جز خمار می

عصای ما ضعیفان کن خیال قد مینا را!

نمودم آن قدر تمهید سامان سخن طغرل

به گوش شاهد معنی کنم عقد ثریا را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و احساسات عمیق خود را نسبت به او ابراز می‌کند. او از داغ دوری و عشق خود به معشوق می‌گوید و اینکه هیچ مانع یا محدودیتی نمی‌تواند عشق او را متوقف کند. شاعر همچنین به قدرت کلام و تأثیر معشوق بر محیط اطرافش اشاره می‌کند و از مشکلات ابتلا به عشق و بی‌قراری‌هایش می‌نویسد. در نهایت، او به نقص‌ها و نیازهای خود اذعان می‌کند و به دیگران توصیه می‌کند که از زیبایی‌های عشق و زندگی لذت ببرند. این شعر، ترکیبی از احساسات عاشقانه، زیبایی‌شناسی و تأملات فلسفی است.