نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۶ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بید مجنون را به جز آشفتگی از بر چه حظ؟!

از صدای نغمه بلبل به گوش کر چه حظ؟!

فرش مجنون کسوت خاک در لیلی بود

گر نه منظورش بود لیلی ز خاک در چه حظ؟!

فکر عقبا کن بود شمع دلیل راحتت

اهرمن را جز ندامت از صف محشر چه حظ؟!

کوهکن از عشق شیرین جان شیرین می‌کند

جز صدای تیشه اندر گوش او دیگر چه حظ؟!

دم به دم گردد ز خونم جوهر تیغش فزون

خون نباشد تیغ را از جلوه جوهر چه حظ؟!

ای که تاج سلطنت داری عدالت پیشه کن

گر سلوک عدل نبود شاه را زافسر چه حظ؟!

تخم حنظل گر بود در نبض امراضت دوا

در مذاقت ز التیام مرهم شکر چه حظ؟!

بستر ناز است فرش چشم بیمارش ولی

پهلوی بیمار را از راحت بستر چه حظ؟!

صفحه دل را تو مستر زن برای مدعا

بی‌سواد مدعا با صفحه از مستر چه حظ؟!

خشک‌مغزان را ز فیض دیده تر بهره نیست

گر نباشد ابر دل طغرل ز خشک و تر چه حظ؟!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر با استفاده از تمثیل‌ها و استعاره‌ها، احساسات عمیق خود را به تصویر می‌کشد. او به بیان ناکامی‌ها، آشفتگی‌ها و عدم لذت از چیزهایی می‌پردازد که عادی و معمولی به نظر می‌رسند. شاعر از بید مجنون و صدای بلبل به عنوان نمادهایی از زیبایی و عشق یاد می‌کند، اما می‌گوید که این زیبایی‌ها برای او هیچ حسی ایجاد نمی‌کند. او به توصیف عشق و دردهایی که از آن ناشی می‌شود، می‌پردازد و می‌خواهد بگوید که عدالت و رحمت در زندگانی بیشتر از قدرت و سلطنت اهمیت دارند. در نهایت، او به ناتوانی روحی و احساسی انسان‌ها در درک زیبایی‌ها و لذت‌ها اشاره می‌کند.