شمارهٔ ۲۳۷ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به مضراب دگر قانون عشقت ساز میکردم
نوای پرده «عشاقت » از «شهناز» میکردم!
چو مرغ بی پر و بالم من از افتادگی لیکن
به سویت بیتوقف چون نگه پرواز میکردم!
به محض لطف سوی کلبه من میخرامیدی
به راهت پردههای دیده پایانداز میکردم
اگر میبود در هجر تو همچون کوه تمکینم
صدایی میشنیدم از تو گر آواز میکردم!
تغافل مانع اسرار لطفش بود و من هر دم
به رمزی گوشه آن چشم را غماز میکردم
ازآن روزی که دیدم در فن احیا لب لعلش
مسیحا میشدم من ترک این اعجاز میکردم!
همیرفتم به طور عشق او از بهر دیدارش
چو موسی در تجلیگاه شوقش راز میکردم
اگر در خواب میدیدم به ناگه طلعت لیلی
هزار انجام مجنون را به یک آغاز میکردم!
به بزم وصل زانگشتم شمیم عطر میآمد
اگر بند قبایش را به ناگه باز میکردم
نمودند از سر کوی تو با من روضه جنت
نمیبودی تو در جنت ولیکن ناز میکردم
خوشا از مصرع سلطان اورنگ سخن طغرل
تو میرفتی و من شور قیامت ساز میکردم!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و جذبهاش به محبوب صحبت میکند. او این حس را با تصاویری زیبا و استعارههای عمیق توصیف میکند. شاعر خودش را همچون پرندهای بدون پر که به سوی محبوب پرواز میکند، میبیند. او میگوید که هر بار که محبوب به سویش میآید، او با افتادگی و احترام به او نگاه میکند. او در غیاب محبوب حس دلتنگی و تنهایی میکند و تلاش میکند تا احساساتش را از طریق نمادها و اشارههای خاص بیان کند. در کل، شعر بیانگر عشق عمیق و تلاش شاعر برای نزدیک شدن به معشوقش است، حتی اگر در عالم خواب یا خیال باشد.