نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳۶ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

کتاب عشق می‌خوانم کنون فهم سبق کردم

به استاد خرد بی‌جا ازین مبحث نطق کردم

همی‌کردم به کلک فکر تحریر جمال او

به وصف نوبت رخسار او گل در طبق کردم

ازآن روزی که بنمودم به جنت نسبت کویش

ز خجلت آب گشتم خویش را غرق عرق کردم

نمودم من قضای سنت پیشین خود دیگر

به زیر شام زلفش روی او فهم شفق کردم

کمر چون خامه بربستم به توصیف سراپایش

قلم در شهد مضمون لبش افتاد شق کردم

بسی خلق جهان بنوشته شرح نسخه حسنش

من اندر مصحف رویش ز برگ گل ورق کردم

مپرس از رأیت منصوری این داروگیر من

همین بس شاهدم در عشق او دعوای حق کردم

ز درس عشق او با من نشد غیر از جنون حاصل

چو مجنون خویش را رسوای عالم زین سبق کردم

چه خوش گفته‌ست طغرل حضرت بحر سخن بیدل

به ساغر آب رویی داشتم سد رمق کردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این کتاب درباره‌ی عشق و احوالات عاشقانه است. شاعر در آن از فهمی که از عشق به دست آورده، می‌گوید. او به توصیف زیبایی محبوبش می‌پردازد و تأثیر شدید عشق را بر خود بیان می‌کند. شاعر احساس خجلت و شگفتی از جلوه‌های معشوقش دارد و به توصیف زلف و لب او می‌پردازد. در ادامه، او به این نکته اشاره می‌کند که عشق تنها به جنون او انجامیده و از تکرار روایات دیگران درباره‌ی زیبایی محبوبش خواب عمیق تری پیدا کرده است. در نهایت، شاعر به عشقش به معشوقش به عنوان یک حقیقت عمیق اشاره می‌کند و آن را بالاتر از هر چیز دیگر می‌داند.