نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

نباشد ذوق راحت کام ارباب معانی را

که سازد چرخ صرف سفله شهد مهربانی را

به نرد مهره غم اسپ مقصد را ز فرزین کن

ز کشت بی‌اثر حاصل نباشد دانه‌رانی را!

غم و شادی به عالم تو امین یک بم و زیرند

که در پی شام ناکامیست صبح کامرانی را

به طور قرب دل کس را نباشد محرم رازی

که نتواند کسی در وادی ایمن شبانی را!

به فتوای محبت در سلوک عشق کی باشد

میان عاشق و معشوق گفتار زبانی را؟!

به رمزی کن ادا با یار عرض مدعای خود

که دل هم نیست محرم نکته راز معانی را!

محیط دل که از موج تلاطم شورشی دارد

که می‌آرد برون جز من گهرهای نهانی را؟!

به دریای سخن تا چند رانی زورق معنی

نه‌ای غواص کی داند سلوک درفشانی را؟!

به رنگ سرمه گردیدم به یاد چشم او طغرل

قضا از موی چینی کرد با من کلک مانی را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تعارضات و پیچیدگی‌های عشق و معانی آن می‌پردازد. شاعر بیان می‌کند که ذوق و راحتی ارباب معانی نباید در جایی باشد که چرخه دنیا به اصطلاح "سفله‌ها" را خوشحال کند. او به غم و شادی اشاره می‌کند که هر دو در این دنیا وجود دارند و نباید به امید صبح موفقیت در شب ناکامی انتظار کشید. همچنین بیان می‌شود که دل هیچ‌کس نمی‌تواند راز عشق را درک کند و تنها با زبان اشاره و رمز می‌توان دربارهٔ عشق و معشوق صحبت کرد. شاعر تأکید می‌کند که محبت و عشق فراتر از کلمات است و باید با دل و احساس بیان شود. در نهایت، یادآوری از زیبایی‌ها و تأثیرات عشق به تصویر کشیده می‌شود.