شمارهٔ ۲۷۱ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای جفاجو اندکی قلب مرا تفریح کن
در مشامم از شمیم طرهات ترویح کن
ای کمانابرو به تیر غمزه افکندی مرا
صید خود مگذار با غیر و نکو تشریح کن
همچو من امروز هرکس لاف عشقت میزند
نسخه لوح دل عشاق را تصحیح کن
دل به عقد زلف مشکینش اگر خواهی گرو
این معما را به نام آن پری تشویح کن
گر تو را باشد تمنای هوای عشق او
رو عیار خویش را از مدعا تنقیح کن
مشکلات درس عشق یار میخوانی همی
اصل مقصد را ز استاد جنون توضیح کن
صبح مطلب آرزو داری مگر از وصل او؟!
شام هجران را شمار دانه تسبیح کن!
ای که خواهی آبروی دین و دنیا یافتن
جز سلوک عشق دیگر شیوه را تصریح کن
گر نمیخواهی که گردد شهره نامت بلند
بکر معنی را به داماد سخن تنقیح کن
گرچه نبود بر درت عشاق در سلک سگان
طغرل آشفته را از دیگران ترجیح کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از معشوق خود میخواهد که کمی به دل او نشاطی ببخشد و از زیبایی خود او را خوشبو کند. او به زیبایی و قدرت جذب کمان ابرو اشاره میکند و از او میخواهد که محبتش را تنها به خودش اختصاص دهد. شاعر بیان میکند که دیگران نیز از عشق صحبت میکنند و پیشنهاد میدهد که معشوق به تصحیح عشق و دل عاشقان بپردازد. او بر اهمیت عشق تأکید میکند و میگوید که اگر کسی به عشق او میاندیشد، باید خودش را از ادعاهای بیهوده پاک کند. در ادامه، شاعر به مشکلات عشق اشاره کرده و از معشوق میخواهد که مفاهیم اصلی عشق را روشن کند. در نهایت، او به اهمیت عشق و سلوک آن برای به دست آوردن آبرو اشاره کرده و از معشوق میخواهد که او را از دیگران ممتاز کند.