شمارهٔ ۲۷۷ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به یاد خنده آن لعل میگون
شدم چون غنچه در این باغ دلخون
سواد زلف او شد سر خط من
بود سرمشق من این بخت واژون
نهال قامتش ممتاز باشد
به باغ اعتبار از سرو موزون
کش از رنگ حنا دست هوس را
که از خونم بود پای تو گلگون!
ز هجران تو دریای سرشکم
تلاطم میکند چون موج جیحون
به هم آغشته در سرخ و سفیدی
رخش مانند برف و قطره خون
به نزد کوهکن یکسان نماید
فراز و شیب کوه و دشت و هامون
بود رنگ رخ عذرا ز وامق
طراز دامن لیلی ز مجنون
به یاد نرگس و زلف تو طغرل
شدم چون عین کاف و حلقه نون!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات عاشقانه و یادآوری زیبایی معشوق است. شاعر از خنده و زیبایی «لاله میگون» یاد میکند و خود را مانند غنچهای در باغ دلخون میبیند. زلفهای معشوقش به عنوان خط و سرمشق اوست و قامت او در باغ اعتبار شبیه سرو موزون است. شاعر از اشتیاق و عشقش به معشوق صحبت میکند و برای نشان دادن شدت احساسش، به لطافت و زیبایی چهره او اشاره میکند. همچنین، او درد فراق را مانند دریای سرشک خود توصیف میکند و به تضاد رنگهای بقا و گذرای عشق اشاره میکند. در کل، این شعر به زیبایی و غم عشق پرداخته و تصاویر زیبایی از معشوق و احساسات شاعر را به تصویر میکشد.