نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸۸ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای غنچه خندان من از بوستان کیستی؟!

وی دشمن ایمان من از دوستان کیستی؟

تیری زده بر جان من مژگان ناوک‌افکنت

ای ترک تیرانداز من ابروکمان کیستی؟!

سرو قدت اندر چمن بشکست قدر نارون

ای عرعر طوبی‌شکن سرو روان کیستی؟!

من طوطی‌ام شکرشکن هندوستانم زلف تو

با خال هندوی لبت هندوستان کیستی؟!

از لعل می‌آرد برون گوهر بدخشان لبت

ای صد بدخشان در لبت تو خود ز کان کیستی؟!

نالیدم از شب تا سحر بشنیدی افغان مرا

یک ره نگفتی ای صنم کاندر فغان کیستی؟!

جان مرا بی‌روی تو آرام نبود در بدن

بهر خدا با من بگو آرام جان کیستی؟!

دیریست با فکر رسا صید معانی می‌کنی

ای طغرل اوج سخن از آشیان کیستی؟!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان احساسات عاشقانه و جستجوی هویت معشوق می‌پردازد. شاعر از معشوق می‌پرسد که کیست و او را به عنوان غنچه‌ای خندان و دشمن ایمان خود معرفی می‌کند. معشوق به تیراندازانی با ابروان زیبا تشبیه می‌شود و از تأثیر زیبایی او بر جان شاعر سخن می‌گوید. او همچنین به تشبیه‌های مختلفی از جمله طوطی و لعل می‌پردازد و نشان می‌دهد که زیبایی معشوقش چقدر برای او ارزشمند است. شاعر در نهایت از عدم آرامش خود بدون وجود معشوق سخن می‌گوید و با امید به پاسخ او، به جستجوی هویت و ویژگی‌های او ادامه می‌دهد.