شمارهٔ ۳۰ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
از هجوم اشک بر دریا گذر داریم ما
ریشه نخل امید از چشم تر داریم ما
بس که باشد جنس ما را گرمی بازار غم
گوییا دکانی از سنگ شرر داریم ما!
رهروان عشق را زاد دگر در کار نیست
توشهای در راهش از خون جگر داریم ما
ساز قانون محبت را نباشد زیر و بم
در طریق عشق دائم پا ز سر داریم ما
دوش در بزم ادب بودیم سرمست طرب
کز خمار باده اکنون درد سر داریم ما
دیده ما از غبار سرمه دامنگیر شد
توتیا از خاک پایش در نظر داریم ما!
غنچهسان جمعیت دلها ز دلبر داشتیم
دلبر ما رفت از دل کی خبر داریم ما؟!
آنقدر آماده شهد معانی کردهایم
بند در بند سخن از نیشکر داریم ما!
کفر باشد در سلوک عشق عیب عاشقان
کی ز تیر طعنه زاهد حذر داریم ما؟!
طغرل آسان کی بود غواصی بحر سخن؟!
سر به جیب فکر از بهر گهر داریم ما!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عواطف عمیق و پیچیدگیهای عشق است. شاعر از غم و غصههایی که در زندگی و عشق موجود است سخن میگوید و به ترسیم ویژگیهای خود به عنوان عاشق و دلتنگیهایش میپردازد. او به ناامیدیها و دشواریهای عشق اشاره کرده و نشان میدهد که عشق نیازمند صبر و استقامت است. شاعر همچنین به عدم درک دیگران از احساسات عاشقانه و حکایات مرتبط با آن میپردازد و در نهایت به جستجوی زیباییها و معناها در زندگی اشاره میکند. به طور کلی، شعر شعور عمیق احساسی و فلسفی شاعر را در ارتباط با عشق و زندگی نمایان میسازد.