شمارهٔ ۳۵ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
چون نی گرفته ملک جهان را فغان ما
نبود به غیر ناله متاع دکان ما
ما عاشقیم و شهره آفاق گشتهایم
عالم پر است از سخن و داستان ما
در جیب فکر خلوت هستی گزیدهایم
باشد زبان خامه کنون ترجمان ما
جز نقش نام شهرت ما نیست از نگین
عنقا بود به عالم امکان نشان ما
اشک روان اگرچه به پایش فشاندهایم
باشد روان به پای وی اکنون روان ما
در ساز عشق پرده تقیید آفت است
مطلق بود چو ناله به هرسو عنان ما
طغرل نوای نغمه «عشاق» دم به دم
آید ز ساز پرده زخم زبان ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عشق و احساسات عمیق شاعر است که به نوعی درد و فغان ناشی از عشق را توصیف میکند. شاعر در کنار نالهها و گریهها، به شهرت و آوازه خود در میان مردم اشاره میکند و میگوید که عشق او باعث شده است تا داستانش در عالم پیچیده شود. همچنین، او به ارزش و اهمیت این عشق در زندگیاش تأکید میکند و سرنوشت خود را به آن گره میزند. در نهایت، او به نغمههای عاشقانه و درد عشق خود اشاره میکند که همچون موسیقیای در زندگیاش جاری است.