شمارهٔ ۴۱ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر اینست با خوبان عالم آشناییها
توان کردن چو نی فریاد از دست جداییها
نآمد زورق من در کنار ساحل وصلش
به بحر عشق هر چندی که کردم ناخداییها!
توان دریافت از مضمون من کوتاهی فکرم
که نخلش را مثل کردم به شمشاد از رساییها
به روی خویش تا کردی دچار آیینه حیرانم
که جوهر را نمیزیبد جلا از خودنماییها!
وفا چون عمر من ای بیوفا هرگز نمیسازی
مگر از عمر آموزی تو رسم بیوفاییها؟!
به خاک آرم به زور پنجه گفتار اغیارت
اگر در عشق تو با من کند زورآزماییها!
بحمدالله که با دیر محبت مرشدم طغرل
به می آلوده کردم پیرهن از پارساییها!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عاشقانه و درد جدایی است. شاعر از آشنایی با خوبان عالم سخن میگوید و به ناتوانی خود در رساندن به معشوق اشاره میکند. او در تلاش است که عشق را درک کند اما با موانع و چالشهای زیادی مواجه است. شاعر همچنین به وفای عشق تاکید میکند و به بیوفایی معشوق اشاره میکند. او به انتقاد از ظاهرگرایی و خودنمایی میپردازد و در پایان، از رنجهای خود در دنیای عشق و محبت سخن میگوید.