نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می‌نماید بر لب جو عکس ماه من در آب

می‌توان از ماه تا ماهی همه بودن در آب

نیست سودی سفله را از صحبت روشندلان

سخت رسر، می‌شود آید اگر آهن در آب!

گفت زاهد خویش را در خواب دیدم در برش

گفتمش تعبیر خواب خود بگو روشن در آب!

در تلاش عکس یک رو صد گریبان پاره شد

کی به آسانی رسد آیینه را دامن در آب؟!

گوی سبقت می‌برم امروز از فتوای شک

مردم آبی اگر دعوا کند با من در آب

هیچ ممکن نیست در گرداب این امواج غم

کشتی مقصود را بی‌ناخدا رفتن در آب!

در سلوک عشق کم از بچه بط نیستی

در رضای دوست هردم می‌دهد او تن در آب

زیر طوفان سرشکم طغرل از هجران او

به که از این خاکساری‌ها مرا مردن در آب!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویرسازی از احساسات و تجربیات شاعر در ارتباط با عشق و دلتنگی می‌پردازد. شاعر از انعکاس ماه در آب صحبت می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه زیبایی و حقیقت در آب منعکس می‌شود. او به بی‌فایده بودن ارتباط با افراد پست و ناتوان اشاره می‌کند و در ادامه به خوابش درباره زاهد اشاره می‌کند که در آن به دنبال تعبیر خواب است. شاعر همچنین به تلاش برای رسیدن به حقیقت و عشق اشاره دارد و بیان می‌کند که با وجود چالش‌ها و مشکلات، نمی‌تواند از مسیر خود منحرف شود. او در نهایت به غم و اندوه ناشی از جدایی اشاره می‌کند و می‌گوید که در این دنیای پر از غم، زندگی و تلاش در عشق همچنان ادامه دارد.