نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۲ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

می‌رسد از ناله بر گردون لوای عندلیب

شاخ گل چون تخت جم باشد برای عندلیب

در چمن امروز در دربار شاهنشاه گل

هیچ کس را نیست گستاخی سوای عندلیب!

با همه خواری نگردد دور از طرف چمن

آفرین بر عهد میثاق و وفای عندلیب!

گر بود صد زیر و بم در نغمه موسیقار را

کی نشیند در سلوک ناله جای عندلیب؟!

باغ از باد خزان دارد لباس ماتمی

برگ‌ریزی‌های گل باشد عزای عندلیب

جذب معشوقان بود هر دم کمند عاشقان

کس نباشد سوی گلشن رهنمای عندلیب

این همه با یاد گل شب تا سحر جان می‌کند

گر بود صد جان مرا باشد فدای عندلیب!

دوش دیدم با هزاران ناله اندر صحن باغ

گر نه گل رحم آورد امروز وای عندلیب!

ختم سازی در چمن درس غم عشاق را

گوش اندازی اگر بر ناله‌های عندلیب

بس که دارد ناله اینجا جلوه رنگ اثر

باشدم امیدواری از دعای عندلیب

این حدیث ای باغبان از من بگو در گوش گل

رحم می‌باید کنون در التجای عندلیب

وه چه خوش گفته‌ست طغرل بیدل بحر سخن

شرم دار از دیدن گل بی‌رضای عندلیب!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف عشق و غم در زندگی می‌پردازد و از احساسات یک "عندلیب" (بلبل) در باغ گل صحبت می‌کند. بلبل با ناله‌هایش در صحن باغ، به زیبایی و شکوه گل‌ها اشاره می‌کند و از عدم وجود آزار و خشونت به تصویر می‌کشد. او با اشاره به حضورش در کنار گل‌ها، وفاداری و عشق عمیقش را بیان می‌کند. با وجود غم و زوال در باغ، بلبل امید و انتظار خود را برای رحمت و محبت گل‌ها ابراز می‌کند. در نهایت، شاعر از باغبان می‌خواهد که پیغامی از دل بلبل را به گل‌ها برساند و از آنها بخواهد که به او رحم کنند.