نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)

هرکس که گل چید از گلشن شب

افتاد نانش در روغن شب

چون عقد پروین حاصل توان کرد

گر خوشه چینی از خرمن شب؟!

دادست زینت خیاط قدرت

از تکمه زر پیراهن شب

ره می‌توانی بردن به مقصد

در زیرت آید گر توسن شب

آسان نیاید اندر کف کس

گنجیست پنهان در مخزن شب

بیدار می‌شو باشد که بینی

صبح سعادت از دامن شب!

صد در قیمت آید به دستت

گر راه یابی در معدن شب

کردست گویا مشاطه صنع

عقد ثریا در گردن شب

در ملک زلفش خواهید رفتن

غافل مباشید از رهزن شب

آید به گوشت فریاد طغرل

گر بهره گیری از شیون شب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و پیچیدگی شب و رازهای آن اشاره دارد. شاعر بیان می‌کند که بی‌خبر از زیبایی‌های شب، کسی به دنبال گل‌ها و خوشه‌ها نرود، زیرا در دل شب گنجینه‌هایی نهفته است. او توصیه می‌کند که با آگاهی و بیداری به دنبال فرصت‌های زندگی باشیم و از زیبایی‌های پنهان بهره‌برداری کنیم. همچنین هشدار می‌دهد که در این مسیر ممکن است خطراتی وجود داشته باشد که نیاز به احتیاط دارد. در نهایت، صبح سعادت و موفقیت از دل شب برمی‌خیزد، و برای دستیابی به گنج‌های شب باید مجدانه و هوشیار باشیم.