نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۷ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

اگر دل محو آن رخسار زیباست

ز جوهر موج این آیینه دریاست

ندارد داغدار عشق قدری

وطن با لاله اندر کوه و صحراست

مشو در مهر امکان همچو شبنم

جهان در سایه این بال عنقاست

به وقت عجز دشمن دوست گردد

به زانوی سکندر فرق داراست

حریم حرمت دلدار دور است

بسی در راه عشقش زیر و بالاست

بود عشاق مست باده غم

عروج نشئه ما کی ز میناست؟!

به عالم هرکجا باشد اگر دل

اسیر جعد آن زلف مطراست

بساط عشق شد تا مسند ما

کلاه افتخار ما فلک‌ساست

دویی را نیست ره در مسکن عشق

دل عاشق ازین سودا مبراست

دهد صد مرده را جان از تکلم

به احیا لعل او رشک مسیحاست!

به یاد گیسویش اشکم گره زد

ز موج این بحر را زنجیر برپاست

خدا را جانب ما کن نگاهی

سفید از انتظارت دیده ماست!

خوشا زین مصرع بیدل که طغرل

خیالی سد راه عبرت ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به زیبایی و جذابیت معشوقش اشاره می‌کند و عشق را به دریایی عمیق تشبیه می‌کند که دل را در خود غرق کرده است. او از سختی‌های عشق می‌گوید و به دوری معشوق و بلایایی که در این مسیر عاشقان را دچار می‌کند، اشاره دارد. شاعر همچنین به واکنش‌های انسانی در برابر عشق و عجز در مواقع مشکل اشاره کرده و عشق را امری پر رمز و راز به شمار می‌آورد. در نهایت، او از امید و انتظار برای دیدار معشوق و تأثیر آن بر زندگی‌اش سخن می‌گوید، و با به تصویر کشیدن غم و شادی عاشقان، عمق احساسات انسانی را نشان می‌دهد.