شمارهٔ ۶ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نزهت کویت برد رونق گلزار را
شهره حسنت درد پرده اسرار را
زخم فراق تو را هیچ به غیر از اجل
چاره نباشد دگر بنده ناچار را!
بیند اگر برهمن طره شبرنگ تو
از خم زلفت کند حلقه زنار را!
نغمه شوقت کند پرده مضراب غم
از بم و زیر جنون زیر و بم تار را!
مسند کوی تراست رتبه اورنگ جم،
کرد قضا قسمتم سایه دیوار را!
مردنم از رشک به باد صبا گر کند
محرم خاک درت دیده اغیار را!
باد تو را آفرین طغرل رنگین سخن،
بلبل گویا تویی گلشن اشعار را!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از زیبایی و جاذبههای نزهت کویت (باغ بهشت) سخن میگوید و آن را به گلزارها تشبیه میکند. شاعر حس زیبایی را به صورتی عمیق درک میکند و میگوید که جدایی از محبوب فقط با مرگ پایان مییابد. زلف و طره محبوبش به زیبایی در دلها تأثیر میگذارد و نغمه عشق او باعث ایجاد غم و شادی در زندگی میشود. شاعر از مقام و منزلت محبوبش میگوید و اینکه مرگش حسرت آور خواهد بود. در نهایت، او را به عنوان بلبل شعر و گلشن اشعار معرفی میکند که روح زندگی و هنری را به وجود میآورد.