شمارهٔ ۸۵ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
قامت دلجوی او سرو گلستان کیست؟!
عارض تابان او شمع شبستان کیست؟!
گر نبود تیر او سوی منش دم به دم
بر دل مجروح من ناوک پیکان کیست؟!
باد صبا میبرد قافله بر قافله
سلسله مشک را زلف پریشان کیست؟!
خنده به گل میزند وقت تماشا به باغ
غنچه لعل لبش از چمنستان کیست؟!
دوش به خاک درش ناله زدم همچو نی
هیچ نگفت آن صنم یک قلم افغان کیست!
گر نه به دشت جنون راهنورد توام
این همه در پای من خار مغیلان کیست؟!
پیر شدم از غمش خط براتم نداد
سبزه خضر لبش از خط ریحان کیست؟!
رشک برد از حسد طوطی هندوستان
طغرل شیرینسخن از شکرستان کیست؟!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییها و جذابیتهای محبوب شاعر میپردازد. شاعر با استفاده از تشبیهات و تصاویر طبیعی، به زندگی و جذابیتهای محبوب خود اشاره میکند. او از زیباییچهره محبوب، زلفهای پریشان و لبان لعلگون سخن میگوید و همچنین به عمق درد و عاطفهاش اشاره میکند که ناشی از عشق و longing (دلتنگی) است. در نهایت، شاعر ابراز میکند که گذر زمان و غم عشق او را پیر کرده و سؤالاتی درباره ماهیت محبوب و احساساتش مطرح میکند. این شعر تماماً حاکی از عشق و زیباییهای آن است.