شمارهٔ ۸۴ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
سرشکم دانه بیحاصل کیست؟!
قماش ناله بار محمل کیست؟!
دلم هر لحظه دارد اضطرابی
تپش فرسود شوق بسمل کیست؟!
گهرریز است چشم انتظارم
نمیدانم که این سر منزل کیست!
نباشد گر به قتل ما کشیده
خم ابرویش تیغ قاتل کیست؟!
به دور آسان نگردد این تسلسل
گره در زلف او از مشکل کیست؟!
زبانش همچو طوطی در تکلم
شکرریز بساط محفل کیست؟!
برون شد از کفم نقد دل اما
ندارم دل نمیدانم دل کیست!
دواند هر طرف طوفان اشکم
نصیب زورقم از ساحل کیست؟!
خوشا طغرل از این مصراع بیدل
نیم آگه به چنگ او دل کیست؟!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این غزل به بررسی احساسات و تجربیات عاطفی خود میپردازد. او از ناامیدی و بیحاصلی دلتنگیاش میگوید و از احوالات زخمهای ناشی از عشق سخن میگوید. شاعر در جستجوی معنا و هویت عشق است و از سردرگمی خود در این مسیر خبر میدهد. او به تصویر کشیدن عشق به عنوان قاتلی بیرحم و در عین حال زیبا پرداخته و به تناقضات آن اشاره دارد. همچنین، او از ناتوانی در بیان احساساتش و درد جدایی سخن میگوید و در نهایت آرزو دارد به نوعی به آرامش و درک درست از عشق برسد.