شمارهٔ ۹ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر اینست تندی توسن جولان شتابش را
غبار خاک شو تا وارسی بوس رکابش را!
ز تار رشته اندیشه دوزم جامه نازش
حدیث نکهت گل میدرد طرف نقابش را
اگر خوانی خطی از مصحف رخساره لیلی
نثار روضه مجنون نما نقد ثوابش را!
دل حیرتپرستم را نباشد جز تپش سودی
مگر آرام بخشد جلوه او اضطرابش را؟!
به لب زان خط موزونش نهادم مهر خاموشی
قلم از موی چینی میتوان کردن کتابش را!
به مضراب غمش کس را نباشد ناخن دخلی
مگر از ناله بلبل کند تار ربابش را؟!
به تحریر سواد نسخه آشفته زلفش
ز موج می رقم باید شکست پیچ و تابش را!
اگر داری خیال خاک پای توسنش بودن
نما ورد زبان یا لیتنی کنت ترابش را
خوش آمد در مذاقم طغرل این یک مصرع بیدل
برین سرچشمه رحمی کن که موجی نیست آبش را!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به وصف زیبایی و تاثیرگذاری یک معشوق میپردازد. شاعر با استفاده از تصویرسازیهای قوی، احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق و عشق بیان میکند. او اشاره میکند که چطور زیبایی معشوق میتواند حالتهای مختلفی از شگفتی و حیرت را در دل او ایجاد کند و بر جذابیت او تأکید میکند. همچنین، شاعر از تصاویری همچون «توسن» و «گل» بهره میبرد تا ابعاد مختلف عشق و زیبایی را به تصویر بکشد. در نهایت، او درخواست میکند که رحمت بیشتری به این عشق و زیبایی داده شود، چرا که در دنیای او، کمبودهای بسیاری وجود دارد و از این رو، عشق و زیبایی اهمیت بیشتری پیدا میکند.