نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹۰ طغرل احراری

طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بس که در قصر جهان آبادی از معمار نیست

جز فنا در خانه هستی دگر دیوار نیست!

عالمی سرگرم سودای خیال عالمند

هیچ کس از خواب غفلت یک دمی بیدار نیست!

بیش ازین در باغ و در گلشن منال ای عندلیب

رشته دل‌بستگی در رنگ این گلزار نیست!

وه چه نقد کاسدیم امروز در دکان دهر

جنس ما را هیچگاهی گرمی بازار نیست!

آرزوی مهر اطلس در دل ما کی بود؟!

فرش ما افتادگان جز سایه دیوار نیست!

نقد دکان خموشان مرهم زخم دل است

در شکست موی چینی مومیا در کار نیست!

پرده مضراب غم دارد بم و زیر دگر

ناله عشاق در آهنگ موسیقار نیست!

حلقه زلفش بود سرمشق چوگان فسون

مرکزی دارد دل ما حاجت پرگار نیست!

زهر غم باشد به کامم طغرل از گیسوی او

حیرتی دارم که هرگز مهره در این مار نیست!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی به مضمون گذر زندگی و بی‌ثباتی آن می‌پردازد. شاعر به عدم تحولی در قصر دنیا اشاره می‌کند و می‌گوید که هیچ چیز دائمی نیست و همه چیز در حال زوال است. او از خواب غفلت انسان‌ها به شدت انتقاد می‌کند و می‌گوید که هیچ‌کسی از این خواب بیدار نمی‌شود. در ادامه، شاعر درباره ناامیدی و بی‌فایده بودن تلاش‌ها در عشق و زندگی صحبت می‌کند و به حسرت‌های خود اشاره می‌کند. او از عشق وسوسه‌آمیز صحبت می‌کند که خود باعث درد و رنجش شده است و در نهایت به بی‌ثمر بودن تلاش‌ها و آرزوها می‌پردازد. شاعر به وضوح احساس یأس و ناامیدی را بیان می‌کند و بر بی‌ثباتی زندگی تأکید دارد.