شمارهٔ ۹۱ طغرل احراری
طغرل احراری / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
حاجت من در دو عالم جز گل روی تو نیست
روضه رضوان من غیر از سر کوی تو نیست!
از طواف کعبه و دیر و حرم ما را چه حظ؟!
مسجد و محراب من غیر از سر کوی تو نیست!
یک دمی آسوده نبود این دل مجروح من
لحظهای خالی ز سودای تکاپوی تو نیست!
آب و تاب سنبل زلف بتان دیدم ولی
پیچ و تاب طره مرغوله موی تو نیست!
با نگاهی خانه دل را منور میکنی
وه که کحل دوستی در چشم جادوی تو نیست!
چشم عبرت را کشادم با تماشای چمن
قامت شمشاد همچون قد دلجوی تو نیست!
دیدهام امروز یکیک شاعران روزگار
شاعری چون طغرل زار و دعاگوی تو نیست!
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر نشان دهندهی عشق و اشتیاق عمیق شاعر به معشوقش است. او معتقد است که در هر دو دنیا، هیچ نیازی جز دیدن چهره محبوبش ندارد و تمام زیباییها و محافل مذهبی برای او بیاهمیت هستند. دل شاعر همواره در حسرت و آرزوی وصال معشوق میتپد و هیچچیز نمیتواند جایگزین زیبایی و جاذبهی او شود. او همچنین به قدرت نگاه معشوق و تأثیر آن بر دل مردم اشاره میکند و در پایان، چنان که به شاعری چون طغرل اشاره میکند، گویی هیچ شاعر دیگری به اندازهی او محبوب نیست. در کل، شعر بیانگر عمیقترین احساسات عشق و زیبایی است.