نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ - آهسته رو ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در راه عاشقی ست مرا استوار پا

از جان نهاده ام به چنین رهگذار، پا

ای پادشاه حسن که خوبان ز جان نهند

بر آستانه ات ز پی افتخار، پا

بر خاک آستان تو پایم کجا رسد

باشد اگر به پیکر من صد هزار، پا

دستم در آستین شده از خون دل نگار

تا دیده ام زرنگ حنایت نگار، پا

خیزم به پای بوسی ات از حجره مزار

روزی اگر نهی تو مرا بر مزار، پا

خاری به پای توست ز مژگان چشم من

آهسته رو که تا منهی روی خار، پا

با پای خود شکار، درآید تو را به بند

بگذار ار به دشت، به عزم شکار، پا

در راه انتظار تو شد خسته پای من

از بس فشرده ام به ره انتظار، پا

حیف است پای خویش گذاری تو بر زمین

جانا! بیا به دیدهٔ «ترکی» گذار، پا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و دلدادگی شخص به معشوقش است. شاعر می‌گوید که در این مسیر عاشقی با اراده و استواری پیش می‌رود و هرچند به شدت عاشق است، اما به خاطر علاقه‌اش آماده است تا هر فداکاری کند. او به زیبایی و جاذبه معشوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی اگر پایش به خاک آستان معشوق نرسد، همچنان دوست دارد در این راه تلاش کند. شاعر از درد و رنجی که بر اثر عشق می‌کشد نیز صحبت می‌کند و در نهایت، از معشوقش می‌خواهد که به او توجه کند و به او نزدیک شود.