نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۳ - قرص خورشید ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

نگار شوخ شنگ سر و بالا

چرا؟ دایم به کین استی تو با ما

رخ است این،یا قمر، یا قرص خورشید

قد است این، یاالف، یا نخل خرما

ریاض خرمی از پای تا فرق

بهشت عالمی، از فرق تا پا

رخت خلد و دهانت حوض کوثر

لبت تسنیم و قدت شاخ طوبا

چسان پوشم من از رخسار تو چشم

نپوشد چشم از خورشید، حربا

گرم خواهی رها سازی تو از بند

گره از طرهٔ پرتاب بگشا

کسان گویند دل بردار از وی

من وبرداشتن دل از تو، حاشا

کجا دوری کند مجنون ز لیلی؟

کجا دل بر کند وامق ز عذرا؟

دل از لعل تو «ترکی» بر ندارد

مگس هرگز نگوید ترک حلوا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوق صحبت می‌کند. شاعر به توصیف ویژگی‌های ظاهری و روحی معشوق می‌پردازد و او را با عناصر طبیعی مانند خورشید، ماه و درخت خرما مقایسه می‌کند. شاعر از احساسات عمیق خود نسبت به معشوق سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که چقدر نمی‌تواند از عشق خود فاصله بگیرد. همچنین بیان می‌کند که نمی‌تواند دل را از معشوق خود جدا کند، زیرا این عشق برای او بسیار عمیق و غیرقابل انکار است. در واقع، شاعر با استفاده از نمادها و تمثیل‌ها، عشق و وابستگی خود به معشوق را به زیبایی تصویر می‌کند.