نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۲ - رنگ شقایق ترکی شیرازی

ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفه‌نگاری‌ها / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای شوخ دلا زار من ای دلبر مه رو!

تا کی تو دل آزاری و، تا چندی بدخو؟

روزم تو سیه کردی از آن طرهٔ شبرنگ

دل از کف من بردی از آن غمزهٔ جادو

پیش لب لعلت چکند رنگ شقایق

پیش سر زلفت چو دهد سنبل تر بو

خجلت ده یاقوتی از آن لعل شکر بار

رونق شکن مشگی از آن طرهٔ گیسو

جز قامت دلجوی تو و آن لیموی پستان

بر سرو ندید است کسی میوهٔ لیمو

کاری که غراب سر زلفت به دلم کرد

هرگز نکند پنجهٔ شهباز، به تیهو

از خشم و عتاب تو برم پیش که شکوه

وز جور و جفای تو روم پیش که یرغو

چون حلقه، به درمانده بتا دیدهٔ «ترکی»

بوتا که گذاری تو برون پای ز مشکو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره عشق و زیبایی معشوق است. شاعر به معشوق خود خرده می‌گیرد که دلش را آزرده و زندگی‌اش را سیاه کرده است. او از زیبایی‌های معشوق، مانند موی شبرنگ و لب‌های لعل، صحبت می‌کند و به تضادهای زیبایی اشاره می‌کند. شاعر به شدت تحت تأثیر جذبه و خشم معشوقش قرار دارد و از خود می‌پرسد که چگونه می‌تواند از درد و سختی ناشی از رفتارهای او شکایت کند. به طور کلی، شعر تبیین‌کننده عشق و زخم‌های ناشی از آن است.