شمارهٔ ۱۱۵ - صید گرفتار ترکی شیرازی
ترکی شیرازی / فصل اول - لطیفهنگاریها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
پیش از این ای صنم! آزار من زار مده
به من زار، از این بیش تو آزار مده
هست در زلف تو چون صید گرفتار، دلم
بیش از این زحمت این صید گرفتار مده
ترک چشم تو که خون ریز و ستمکار بود
دل ما را تو به آن ترک ستمکار مده
مست چون راه رود تکیه به دیوار دهد
تو اگر مست نه ای تکیه به دیوار مده
ای طبیب! از من بیمار چه خواهی شب و روز؟
روز و شب زحمت این خستهٔ بیمار مده
درد عشق است و دوایش نبود غیر وصال
قصد تجویز مکن، شربت دینار مده
پیش از این «ترکی» اگر دل به نکویان دادی
گر پشیمانی از این کار، دگر بار مده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از یک معشوقه سخن میگوید که به خاطر عشق و آزارهایی که به شاعر میرساند، او را دلتنگ کرده است. شاعر از معشوقه میخواهد که بیشتر از این او را آزار ندهد و بر درد عشق و وضعیت دشوارش تأکید میکند. او میگوید که درمان دردهای عشق تنها در وصال معشوق نهفته است و به هیچ دارویی غیر از آن اعتقاد ندارد. همچنین به معشوقه توصیه میکند که اگر قبلاً به دیگران علاقهمند شده، از این کار پشیمان شود و بیشتر به او آزار نرساند. به طور کلی، شاعر در این شعر به احساسات عمیق و رنجهای ناشی از عشق اشاره میکند.